X
تبلیغات
رایتل
حقیقت تلخ
 

حقیقت تلخ

به نام آنکه یادش آرام دل و جان است .


ناشناس
پاکنویس

آفتاب شرقی

افکار و گفته های گوناگون من

گاه نوشته های حسام ایپکچی
نگاه دست و پا شکسته



شب٬سکوت٬کویر

ایران امروز
ترانه آزادی
صر صر
سیبستان
سرزمین رویایی
نقطه ته خط
فرنگوپولیس
رضا خجسته

کسوف
الپر

ا
فتخار آفاق

مثبت من

محمد خیرخواه (وبلاگ عکاسی)

لیست وبلاگ های فعال دانشجویی

صندلی

سرزمین سبز پارسی

پسری در راه

جمهور

مرد شعر انتقادی

 


مسعود بهنود


محسن سازگارا


جمیله کدیور
محسن کدیور
مصطفی معین

 


ناشناس
پاکنویس

آفتاب شرقی

افکار و گفته های گوناگون من

گاه نوشته های حسام ایپکچی
نگاه دست و پا شکسته



شب٬سکوت٬کویر

ایران امروز
ترانه آزادی
صر صر
سیبستان
سرزمین رویایی
نقطه ته خط
فرنگوپولیس
رضا خجسته

کسوف
الپر

ا
فتخار آفاق

مثبت من

محمد خیرخواه (وبلاگ عکاسی)

لیست وبلاگ های فعال دانشجویی

صندلی

سرزمین سبز پارسی

پسری در راه

جمهور

مرد شعر انتقادی

 


مسعود بهنود


محسن سازگارا


جمیله کدیور
محسن کدیور
مصطفی معین

 


ناشناس
پاکنویس

آفتاب شرقی

افکار و گفته های گوناگون من

گاه نوشته های حسام ایپکچی
نگاه دست و پا شکسته



شب٬سکوت٬کویر

ایران امروز
ترانه آزادی
صر صر
سیبستان
سرزمین رویایی
نقطه ته خط
فرنگوپولیس
رضا خجسته

کسوف
الپر

ا
فتخار آفاق

مثبت من

محمد خیرخواه (وبلاگ عکاسی)

لیست وبلاگ های فعال دانشجویی

صندلی

سرزمین سبز پارسی

پسری در راه

جمهور

مرد شعر انتقادی

 


مسعود بهنود


محسن سازگارا


جمیله کدیور
محسن کدیور
مصطفی معین

 

زمزمه های شبانه

شن های ساحل ، روزی صخره های برزگی که مقابل امواج خروشان دریا بودند .

زمزمه های شبانه

شن های ساحل ، روزی صخره های برزگی که مقابل امواج خروشان دریا بودند .

زمزمه های شبانه

شن های ساحل ، روزی صخره های برزگی که مقابل امواج خروشان دریا بودند .

پست الکترونیک

آمدگان و رفتگان :
137537

Powered by BlogSky.com

چهارشنبه 6 اردیبهشت‌ماه سال 1385
SATISFACTION

باز بوی نان آمد و ما ایرانیان به جان یکدیگر افتادیم ٬ آبرو و حیثیت یکدیگر را می بریم و شاید اگر دستمان هم می رسید به قاعده ریشمندان بلایی از نوع فیزیکی آن بر سر هم می آوردیم !  نه عزیز خود را چندان ناراحت نکن ٬‌که نه آن پول را به افشاری می دهند نه به شما ! به قول آقای خیری گرگان بیشماری در بیرون به انتظار نشسته اند ! با خودمان رو راست باشیم ٬ آنقدر در این جامعه ٬ ریشمندان بر سرمان کوفته اند ٬ آنقدر برای دست به آب رفتن اجازه گرفته ایم ٬‌که عقده ای شده ایم ٬ همه مان ! تا از به نقطه ای می رسیم ٬ بادی در ما تحت خود انداخته ٬ دیگران را کتوله می خوانیم ! نه عزیز دل برادر ٬ اگر شما به جایی رسیده ای از ما بودن است ٬ یک دست چندان صدایی ندارد ! بر فرض که که افشاری وطن فروش ٬ درخشان بد کاره ٬ آن وقت چه ! امروز برای تو کف می زنند و هورا می کشند ٬ که احسنت ٬ حالش را گرفتی ٬ رویش را کم کردی ! اگر این منش جا بیافتد ٬ فردا روز کس دیگری گل کرد ٬ حال تو را می گیرد ٬ و این سیکل احمقانه آنقدر می رود و می رود ٬ تا به هیچ جا! مگر نه اینکه کسانی که این چونین می نویسند و می کشند برای آن بوده که به آنچه در جامعشان رخ داده اعتراض داشته داده اند ٬ حالا این اهداف کجا رفته ! آنچه از دور دیده می شود ٬ تنها به منظر یک دعوای خانوادگی شبیه است تا تلاش برای مبارزه برای رسیدن به اهداف مشترک ! مسلم است که هر کس ممکن است عقیده ای متفاوت از دیگران داشته باشد ٬ اما این بیان عقیده زمان نمی شناسد . چرا در هر زمانی که باید ما شویم ٬ هم صدا در کنار یکدیگر ٬ دقیقا همان لحظات به جان هم می افتیم ؟ و به جای تلاش برای جلو گیری از حادثه ناگوار دنبال منافع فردیمان می رویم ! اگر فردا روز به خاطر هم صدا نبودن ما ٬ تحریم ٬ جنگ و یا هر مسئله دیگری برای ایرانمان رخ دهد ٬ همه ما مسئول بوده ایم ٬ نه فقط ریشمندان !


روزگار نزدیک