X
تبلیغات
رایتل
حقیقت تلخ
 

حقیقت تلخ

به نام آنکه یادش آرام دل و جان است .


ناشناس
پاکنویس

آفتاب شرقی

افکار و گفته های گوناگون من

گاه نوشته های حسام ایپکچی
نگاه دست و پا شکسته



شب٬سکوت٬کویر

ایران امروز
ترانه آزادی
صر صر
سیبستان
سرزمین رویایی
نقطه ته خط
فرنگوپولیس
رضا خجسته

کسوف
الپر

ا
فتخار آفاق

مثبت من

محمد خیرخواه (وبلاگ عکاسی)

لیست وبلاگ های فعال دانشجویی

صندلی

سرزمین سبز پارسی

پسری در راه

جمهور

مرد شعر انتقادی

 


مسعود بهنود


محسن سازگارا


جمیله کدیور
محسن کدیور
مصطفی معین

 


ناشناس
پاکنویس

آفتاب شرقی

افکار و گفته های گوناگون من

گاه نوشته های حسام ایپکچی
نگاه دست و پا شکسته



شب٬سکوت٬کویر

ایران امروز
ترانه آزادی
صر صر
سیبستان
سرزمین رویایی
نقطه ته خط
فرنگوپولیس
رضا خجسته

کسوف
الپر

ا
فتخار آفاق

مثبت من

محمد خیرخواه (وبلاگ عکاسی)

لیست وبلاگ های فعال دانشجویی

صندلی

سرزمین سبز پارسی

پسری در راه

جمهور

مرد شعر انتقادی

 


مسعود بهنود


محسن سازگارا


جمیله کدیور
محسن کدیور
مصطفی معین

 


ناشناس
پاکنویس

آفتاب شرقی

افکار و گفته های گوناگون من

گاه نوشته های حسام ایپکچی
نگاه دست و پا شکسته



شب٬سکوت٬کویر

ایران امروز
ترانه آزادی
صر صر
سیبستان
سرزمین رویایی
نقطه ته خط
فرنگوپولیس
رضا خجسته

کسوف
الپر

ا
فتخار آفاق

مثبت من

محمد خیرخواه (وبلاگ عکاسی)

لیست وبلاگ های فعال دانشجویی

صندلی

سرزمین سبز پارسی

پسری در راه

جمهور

مرد شعر انتقادی

 


مسعود بهنود


محسن سازگارا


جمیله کدیور
محسن کدیور
مصطفی معین

 

زمزمه های شبانه

شن های ساحل ، روزی صخره های برزگی که مقابل امواج خروشان دریا بودند .

زمزمه های شبانه

شن های ساحل ، روزی صخره های برزگی که مقابل امواج خروشان دریا بودند .

زمزمه های شبانه

شن های ساحل ، روزی صخره های برزگی که مقابل امواج خروشان دریا بودند .

پست الکترونیک

آمدگان و رفتگان :
137537

Powered by BlogSky.com

جمعه 5 اسفند‌ماه سال 1384
PATIENT

متاسفانه امروزه ما آدم ها به سلامت روح و روانمان اهمیت نمی دهیم برای تمامی بخش های وجودیمان اهمیت قائلیم ولی بخش روان و ذهن ما سرکش و بدون هیچ تربیت و آموزشی بهمراه ما رشد می کند . زمانی بشر برای کنترل ذهن و احساسات و تمایلات درون خود ادیان مختلفی را پدید آورد(منظورم ادیان الهی نیست ). برای مثال در کشور هند ٬ در مناطق مختلف ٬ افراد فقیر و ثروتمند در کنار یکدیگر زندگی می کردند و برای اینکه افراد فقیر به لحاظ روانی آرامش پیدا کنند و احساسات سرکش درونشان موجب نشود که به خانه افراد ثروتمند حمله کنند و یا از آن دزدی کنند ٬ در یکی از مفاهیم دینی آنها ٬ آمده که آنها چندین بار در این دنیا زندگی می کنند و هر بار زندگی در جسم یک آدمی در می آیند ٬اگر امروز که فقیر هستند ٬ انسان های شرافتمند باشند ٬ در زندگی مجدد احتمالا در شکل و صورت انسان ثروتمندی در می آیند.

بعد از رنسانس ٬ کم کم دین و ادیان از بخشی از زندگی انسان ٬و به طور کل از علم خارج شد ٬ و سرعت خارج شدن بعد انقلاب صنعتی شتاب بیشتری به خود گرفت ٬ عرصه های زندگی بشر بشدت افزایش یافت بود و دین با رشد اندک خود قادر به پاسخ گویی به این همه نیاز های بشر (صرفا روانی) در زندگی نبود . اما تمامی انسانها نیاز مند به یک راهنما و توجیه کننده در زندگی خود هستند ٬ که اگر آن نباشد و انسان نتواند حوادث ناگوار زندگی ٬ شکست ها ٬داشتن ها و نداشتن ها٬ حتی موفقیت ها با چیزی توجیه کند٬ به لحاظ روانی مشکل پیدا کرده و به انسانی عصبی تبدیل می شود . در جامع امروز ما هم چنین حادثه رخ داده است ٬قشر جوان جامعه ــ به دلیل رفتار غلط عالمان دینی و دروغ گویی های مکرر و عرضه مفاهیم قلابی که هر عقل سلیمی آن را می فهمد ــ با این تصور که دین یک عنصر دست و پا گیر است و جلوی یشرفت انسان و حرکت رو به جلوی او را می گیرد و در عین حال با دیدن پیشرفت غرب که تمامی شواهد حاکی نشان دهنده آن است که ترک دین و مذهب چنین پیشرفتی برای آنان به ارمغان آورده است ٬دین را از زندگی خود به کنار گذاشتند .

اینها را گفتم که بدانید که همان طور که برای کلیه عرصه های زندگی برنامه می ریزید و حساب و کتاب دقیقی دارید برای این بخش از زندگی هم باید برنامه داشته باشید. انسان نیازمند آن است که به لحاظ روحی و روانی خود را پرورش دهد ٬حال که این وظیفه که به درست یا به غلط از روی دوش دین برداشتی٬ نباید صورت مسئله ای به این مهمی را فراموش کنی وگرنه در اوج ثروت و شهرت و پیشرفت تنها انسانی در حالت خوب روانپریش  هستی و یا در حالت بد آن انسان متوهش.

تمامی این صحبت ها از حادثه دیروز روی دلم ماند ٬ نمی دانم در خبرها آمد یا نه ٬ از چند طبقه آخر ساختمان پایتخت دیروز عصر دود زیادی خارج می شد ٬ در کنار خیابان ایستاده بودم و نگاه می کردم که یک چند نفری رو دیدم که خیلی خوشحال و خندان به هم اشاره می کردند که آنجا مغازه فلانی است و دارد می سوزد ٬ حالم یکهو دگرگون شد٬ انگار چیزی در دلم فرو ریخت ٬ مگر می شود آدمی بتواند از چنین حادثه بدی که برای کس دیگری رخ داده راضی باشد ٬...... اما واقعیت داشت در جامعه ما از این آدم ها به وفور یافت می شود ٬که تنها بدی و نفرت در دل دارند و حتی قطره محیبت و انسانیت در وجودشان یافت نمی شود ٬ و انسان هایی که از بیماری روح و روانشان بی اطلاع هستند ٬ و ادامه این راه و روش زندگی معلوم نیست به کجا ختم شود ٬ باید بدانیم که این حادثه راه یک شب و چند روز نیست عمری طول می کشد که انسان به چنین جایی برسد ٬ پس از امروز به فکر آن باشیم که فردا دیر است ! 

۴ ساعت پیاده روی در جاده ابوظبی - دبی


روزگار نزدیک