X
تبلیغات
رایتل
حقیقت تلخ
 

حقیقت تلخ

به نام آنکه یادش آرام دل و جان است .


ناشناس
پاکنویس

آفتاب شرقی

افکار و گفته های گوناگون من

گاه نوشته های حسام ایپکچی
نگاه دست و پا شکسته



شب٬سکوت٬کویر

ایران امروز
ترانه آزادی
صر صر
سیبستان
سرزمین رویایی
نقطه ته خط
فرنگوپولیس
رضا خجسته

کسوف
الپر

ا
فتخار آفاق

مثبت من

محمد خیرخواه (وبلاگ عکاسی)

لیست وبلاگ های فعال دانشجویی

صندلی

سرزمین سبز پارسی

پسری در راه

جمهور

مرد شعر انتقادی

 


مسعود بهنود


محسن سازگارا


جمیله کدیور
محسن کدیور
مصطفی معین

 


ناشناس
پاکنویس

آفتاب شرقی

افکار و گفته های گوناگون من

گاه نوشته های حسام ایپکچی
نگاه دست و پا شکسته



شب٬سکوت٬کویر

ایران امروز
ترانه آزادی
صر صر
سیبستان
سرزمین رویایی
نقطه ته خط
فرنگوپولیس
رضا خجسته

کسوف
الپر

ا
فتخار آفاق

مثبت من

محمد خیرخواه (وبلاگ عکاسی)

لیست وبلاگ های فعال دانشجویی

صندلی

سرزمین سبز پارسی

پسری در راه

جمهور

مرد شعر انتقادی

 


مسعود بهنود


محسن سازگارا


جمیله کدیور
محسن کدیور
مصطفی معین

 


ناشناس
پاکنویس

آفتاب شرقی

افکار و گفته های گوناگون من

گاه نوشته های حسام ایپکچی
نگاه دست و پا شکسته



شب٬سکوت٬کویر

ایران امروز
ترانه آزادی
صر صر
سیبستان
سرزمین رویایی
نقطه ته خط
فرنگوپولیس
رضا خجسته

کسوف
الپر

ا
فتخار آفاق

مثبت من

محمد خیرخواه (وبلاگ عکاسی)

لیست وبلاگ های فعال دانشجویی

صندلی

سرزمین سبز پارسی

پسری در راه

جمهور

مرد شعر انتقادی

 


مسعود بهنود


محسن سازگارا


جمیله کدیور
محسن کدیور
مصطفی معین

 

زمزمه های شبانه

شن های ساحل ، روزی صخره های برزگی که مقابل امواج خروشان دریا بودند .

زمزمه های شبانه

شن های ساحل ، روزی صخره های برزگی که مقابل امواج خروشان دریا بودند .

زمزمه های شبانه

شن های ساحل ، روزی صخره های برزگی که مقابل امواج خروشان دریا بودند .

پست الکترونیک

آمدگان و رفتگان :
137537

Powered by BlogSky.com

شنبه 8 بهمن‌ماه سال 1384
وطن پرستی

کارگران مشغول کارند ٬خوشحال و شاد که برای آبادانی کشور عزیزشان عرق می ریزند و

سنگی جابه جا می کنند.  کارگران از روی نا آگاهی با دستان خود خشت بر خشت دیوار

زندان می گذاشتند آنها نمی دانستند که برای زندانی کردن آزادیشان می کوشند کارگران

نپرسیدند چه می سازند٬حتی یکبار از خودشان هم نپرسیدند !

ما هم تلاش می کنیم تا چیزهایی که برای آبادانی کشورمان لازم است بدست آوریم اما به

چه قیمتی ؟ لاقل یکبار با خودمان خلوت کنیم از خود بپرسیم و نگذاریم که آیندگان به ما آنگونه نگاه کنند

که ما به پیشینیان خودمان می نگریم. همیشه وقتی تاریخ می خواندم از خود سوال می کردم ٬چرا

وقتی  قرارداد های ترکمن چای . گلستان بسته شد٬ هیچ کسی از آبا و اجداد ما معترض نشدند که 

آی با مملکتمان چه می کنید! حالا می بینم که نه من و شما هم  اگر بودیم چیزی نمی گفتیم کما اینکه

حالا هم نمیگیم!

آقا محمد خان به هر شهری حمله می کرد ٬چشم مردم را در می آورد و از چشمانشان کوه می ساخت

وقتی به کرمان حمله کرد ٬مردم رو یک جا جمع کرد و با چوب خطی برروی زمین کشید و گفت کسی حق

نداره پاشو از این خط اون ور تر بذاره تا من برم خنجرم رو بیارم .حتما می پرسید کسی فرار کرد؟ .......نه!

حالا که نمی توانی کاری بکنی لا اقل بدان.که هیچ چیز برای حاکم سخت تر از آگاهی مردمش نیست

حالا که نمی گذارند برای سرنوشتمان تصمیم بگیریم .دست کم به راحتی حرفشان را نپذیر .

یک بار هم که شده جای غیرتی شدن و احساسات وطن پرستانه درست فکر کنیم.

من از شما می پرسم : انرژی هسته ای حق مسلم کیه ؟


روزگار نزدیک