X
تبلیغات
رایتل
حقیقت تلخ
 

حقیقت تلخ

به نام آنکه یادش آرام دل و جان است .


ناشناس
پاکنویس

آفتاب شرقی

افکار و گفته های گوناگون من

گاه نوشته های حسام ایپکچی
نگاه دست و پا شکسته



شب٬سکوت٬کویر

ایران امروز
ترانه آزادی
صر صر
سیبستان
سرزمین رویایی
نقطه ته خط
فرنگوپولیس
رضا خجسته

کسوف
الپر

ا
فتخار آفاق

مثبت من

محمد خیرخواه (وبلاگ عکاسی)

لیست وبلاگ های فعال دانشجویی

صندلی

سرزمین سبز پارسی

پسری در راه

جمهور

مرد شعر انتقادی

 


مسعود بهنود


محسن سازگارا


جمیله کدیور
محسن کدیور
مصطفی معین

 


ناشناس
پاکنویس

آفتاب شرقی

افکار و گفته های گوناگون من

گاه نوشته های حسام ایپکچی
نگاه دست و پا شکسته



شب٬سکوت٬کویر

ایران امروز
ترانه آزادی
صر صر
سیبستان
سرزمین رویایی
نقطه ته خط
فرنگوپولیس
رضا خجسته

کسوف
الپر

ا
فتخار آفاق

مثبت من

محمد خیرخواه (وبلاگ عکاسی)

لیست وبلاگ های فعال دانشجویی

صندلی

سرزمین سبز پارسی

پسری در راه

جمهور

مرد شعر انتقادی

 


مسعود بهنود


محسن سازگارا


جمیله کدیور
محسن کدیور
مصطفی معین

 


ناشناس
پاکنویس

آفتاب شرقی

افکار و گفته های گوناگون من

گاه نوشته های حسام ایپکچی
نگاه دست و پا شکسته



شب٬سکوت٬کویر

ایران امروز
ترانه آزادی
صر صر
سیبستان
سرزمین رویایی
نقطه ته خط
فرنگوپولیس
رضا خجسته

کسوف
الپر

ا
فتخار آفاق

مثبت من

محمد خیرخواه (وبلاگ عکاسی)

لیست وبلاگ های فعال دانشجویی

صندلی

سرزمین سبز پارسی

پسری در راه

جمهور

مرد شعر انتقادی

 


مسعود بهنود


محسن سازگارا


جمیله کدیور
محسن کدیور
مصطفی معین

 

زمزمه های شبانه

شن های ساحل ، روزی صخره های برزگی که مقابل امواج خروشان دریا بودند .

زمزمه های شبانه

شن های ساحل ، روزی صخره های برزگی که مقابل امواج خروشان دریا بودند .

زمزمه های شبانه

شن های ساحل ، روزی صخره های برزگی که مقابل امواج خروشان دریا بودند .

پست الکترونیک

آمدگان و رفتگان :
137500

Powered by BlogSky.com

جمعه 4 شهریور‌ماه سال 1384
آخرین وسوسه مسیح

 .... در بالای صلیب ، مسیح غش می کند و تصورات گذشته اش را درباره

 ازدواجی موفق در خواب می بیند :در مزرعه ای زیبا  در حال گردش است

  مریم او را می بیند،با او و در کنار او سرمست و راضی است و سپس در میان

 بازوان او گریه سر می دهد .
و به مریم می گوید ((همسر محبوبم ،هرگز
 نمی دانستم که این دنیا این همه
 زیباست و وجود آدمی این قدر زیباست....
 هرگز نمی دانستم که لذت جسم گناه نیست....من گمراه بودم زیرا به دنبال راهی سوای تن آدمی بودم ))....
 فرشته گمنامی قتل مجدلیه را به او خبر
 می دهد. سعی می کند آرامش
 کند واو به سوی مریم و مارتا می برد.
 فرشته نسبت به لذتهای معمولی
 زندگی حسادت می ورزد.
به عیسی می گوید

 ((بهشت ازهمین شادی های کوچک تشکیل شده است. دری را به صدا در

 می آوری ،زنی در را به روی تو باز می کند،و در کنار آتش می نشینی،

...)) حتی فرشتگان نیز-که جنسیت ندارند-به این چیزها رشک میبرند.

 . ..............................................آخرین وسوسه مسیح....  کازانتزاکیس


روزگار نزدیک